روحیه ی بسیجی
به روایت از فاطمه بهروزثانی :یک روز فرزندم محمد چاره اندیشی با جانشین سپاه که پرچمی هم روی آن نصب بود به روستا آمد و گفت : مادر جان آمدم تا مواد غذایی و وسایل مورد نیاز را برای رزمنده ها ببرم و می خواهم الان بروم از دور خانه ها جمع کنم . و رفت به چند تا از خانه هایی که وضع مالی آنها خوب بود و از آنها مقداری وسایل و مواد غذایی گرفت و بعد هم با آن ماشین آنها را به اهواز برد.
ثبت دیدگاه