خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از رقیه چاره اندیش :بعد از اینکه برادرم محمد چاره اندیش به شهادت رسیده بود یک شب درخواب دیردم به حرم مطهر امام رضا (ع) رفتم. ناگهان وقتی وارد ضریح شدم دیدم برادرم محمد و چند تا از همرزمانش دور هم نشسته اند لباس تن ایشان شبیه لباس احرام بود و چهره اش بسیار نورانی شده بود. جلو رفتم، گفتم: داداش شما اینجا چه کارمی کنی؟ مگرشما شهید نشدی؟ گفت برای زیارت امام رضا (ع) آمدم شهیدان هرکجا اراده کنند می توانند بروند گفتم شما شهید شده ای چطور به اینجا آمدی؟ گفت شهیدان زنده اند در واقع شما مرده اید و بعد از کمی صحبت کردن با ایشان خداحافظی کردم و از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه