خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1
فرزند عزیز شهیدم محمد باقر در تاریخ هشتم بهمن ماه سال 1365 به شهادت رسید و من در تاریخ سوم بهمن ماه 1365 خواب دیدم من به لحاظ چشم نابینا هستم اما در عالم خواب بینا بودم در همین خواب ما در حال جمع کردن انگور بودیم و محمد باقر و حسین هر دو پسرم روی یک میم را گرفته بودند و انگور میچیدند و به همدیگر انگور میدادند گفتم بروید از هم دیگر جدا کار کنید در همان عالم خواب به نظرم رسید که محمد باقر در جبهه است ناگهان سیدی آمد و به ما سلام کرد و گفت من سی رضا هستم و از جبهه می آیم گفتم پس شما از رزمندگان خبردارید بچه ما چطور است گفت مگر خودتان بروید محمد باقر را بیاورید و گرنه او نمی آید در همین حال از خواب بیدار شدم و بعداً متوجه شدم که در همان تاریخ که من این خواب را دیدم محمد باقر به شهادت رسیده است .
ثبت دیدگاه