سعه صدر
راوی فاطمه کرابی: دخترم زایمان کرده بود ومحمد رضا به خواهرش تلفن زده و گفته بود که به هیچ عنوان نگذارید مادر بیاید من خودم مرخصی گرفته و خواهم آمد به همین خاطر من در سبزوار ماندم تا اینکه چند روز بعد متوجه شدم محمد رضا را در حالی که به شدت مجروح شده بود آوردند وقتی او را به دکتر بردند دکترش گفته بود که او شانس آورده و خدا به جوانیش رحم کرده است وقتی او برای عمل برده بودند دکترش گفته بود او چکاره شماست آنها گفته بودند برادر ماست .دکتر گفته بود این چه استقامتی داشت با اینکه وی را بی هوش نکردم و تیری را از بدنش در حالت هوشیاری خارج نمودم اما او خم به ابرو نیاورد و اصلا" اظهار درد نمی کرد.
ثبت دیدگاه