شناسه: 174247

خاطرات جنگي

راوی فاطمه کرابی: یک بار به محمد رضا گفتم :در این مدت که در جبهه بودی من از دیگران شنیدم که غذا ومیوه خوب نمی خوری .چرا در این مورد چیزی به من نگفتی ؟اودر جواب گفت: کسانی که این حرفها را به شما گفته اند با اسلام وانقلاب مخالفند. به هیچ عنوان به حرفهای آنها اهمیت نده.پس از او پرسیدم :آیا از بین شما کسی به شهادت رسیده؟گفت :نه هیچ کس شهید نشده ولی اندکی که اصرار کردم گفت:یکی از دوستانم به نام آقای امینی از مشهد که با هم مین ها را خنثی می کردیم ،همچنین فرمانده مان نیز بود درحین خنثی کردن مین ها شالی به دور کمرش بسته بود،وقتی علت را پرسیدیم گفت :کسی که می خواهد به شهادت برسد،باید شال به دور کمرش ببندد.بعد از چند شب خبر شهادت حاج آقای امینی را برایمان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه