خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از لیلا جنت ؟آبادی : بار آخر که ابوالفضل به جبهه رفت .پدرش گفت: من هم می خواهم بروم . شب خواب دیدم که ابوالفضل سوار بر یک اسب سفید است . یک اسب قرمز هم لنگ لنگان می رود . ابوالفضل گفت : من هم خواب دیدم .ولی تعریف نمی کنم . وقتی برگردم برایت تعریف می کنم .
ثبت دیدگاه