خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی زهرا جفایی: یک شب خواب دیدم که برادرم حسین در یک باغ بزرگ و پر گل است با درخت های پر از میوه یک عدد خودکار آبی هم در دستش بود و لباس بسیجی در تنش و می خندید درست مثل زمانی که در قید حیات بود و می خندید اما حرفی نمی زد و مرتب به من می خواست بفهماند که جایی که من هستم خیلی بهتر از جای شما است.
ثبت دیدگاه