شناسه: 174643

عشق به جهاد

یادم است یکبار برادرم از جبهه به مرخصی آمده بود. بعد از دو سه روز پدرم از مهدی پرسید پسرم تا کی اینجا هستی؟ چند روز مرخصی داری؟ برادرم گفت هنوز ده روز دیگر مرخصی دارم ولی می خواهم فردا به جبهه برگردم. پدرم گفت چرا اینقدر زود می خواهی بازگردی؟ برادرم گفت پدر نمی توانم اینجا بمانم، جای من آنجاست. طاقت اینجا ماندن را ندارم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه