عشق شهادت
راوی رحیم خادم محمدی: هر گاه که پسرم به جبهه می رفت با خدا درددل می کردم و می گفتم خدایا نکند پسرم شهید شود. یک بار که پسرم از جبهه آمده بود روزه بودم برای سالم برگشتن مهدی از جبهه نذر کرده بودم، به پسرم گفتم مهدی جان برای سلامتی شما روزه نذر کرده بودم .گفت مادر ده نفر در یک سنگر بودیم همه آنها شهید شدند فقط من سالم بازگشتم، سالم ماندن من فقط به خاطر نذرهای شماست. از شما می خواهم مادر برایم نذر نکن بگذار من هم به آرزویم شهادت برسم. پسرم هدفش از جبهه رفتن شهادت و دفاع از مملکتش بود.
ثبت دیدگاه