شناسه: 174685

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی رحیم خادم محمدی: یادم است اوایلی که به منزل جدیدمان نقل مکان کرده بودیم یک شب در خواب دیدم برادرمان در حالی که کوله پشتی جبهه اش که بر پشتش بود وارد خانه شد. نگران بودم از بهم ریختگی منزل ناراحت شود، گلدانی که در دستش بود با مهربانی به من داد و گفت خواهر جان این هدیه منزل شماست. اتفاقاً همه چیز در منزل بود فقط همان گلدان را کم داشتیم. تا گلدان را از دست برادرم گرفتم از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه