شناسه: 174696

تقيد به نماز

راوی رحیم خادم محمدی: یادم است پسرم از سن هشت سالگی روزی سه مرتبه به مسجد می رفت و آنجا نماز جماعت می خواند. یکبار به او گفتم مهدی هنوز نماز به تو واجب نیست. گفت پدر چطور به دختر در نه سالگی نماز واجب می شود مگر من از دخترها کمتر هستم؟ گفتم نه پسرم کمتر نیستی، گفت پس بر من از نه سالگی واجب می شود، و هر روز به مسجد می رفت. با خودم می گفتم این پسر که نماز به واجب نیست مقید است که نمازش را در مسجد بخواند من که پدرش هستم درست نیست که نمازم را در خانه بخوانم. حرکات و رفتار پسرم باعث شده بود که من نیز تحت تأثیر آن قرار بگیرم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه