خاطرات بعد از مجروحيت
راوی راضیه جعفری: به یاد دارم در سن شانزده سالگی محمدابراهیم مجروح شده بود بعد از مجروحیت به تهران رفت و در یک کبابی کار می کرد یک روز که برای دیدن ما به روستا آمده بود به ایشان اصرار کردیم که درس بخواند و کار نکند گفت به صاحب کبابی قول داده ام که برگردم و کار کنم هر طور بود ایشان را متقاعد کردیم که به تهران نرود ایشان با اینکه شناسنامه اش و چیزهای دیگری هم در پیش کبابی داشت نرفت بگیرد و ما برایش شناسنامه ی المثنی گرفتیم .
ثبت دیدگاه