شناسه: 175017

اولين اعزام

راوی علی اصغر دلاوری: یک روز که دوستم اسماعیل به سر کار آمد حال ایشان با روزهای قبلی متفاوت بود همان طور که مشغول کار کردن بود به من گفت: اصغر حیف نیست که ما برای روزی صد تومان این جا کار می کنیم و تمام نیرویمان را در این جا هدر می دهیم و جوانی مان از بین می رود بیا با همدیگر به جبهه برویم گفتم: ما هنوز سن مان کم است و ما را ثبت نام نمی کنند ولی با پافشاری ایشان ثبت نامش کردند و به جبهه رفت و همان سری اولی که به جبهه رفت به درجه ی رفیع شهادت نائل شد و به آرزویی که داشت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه