شناسه: 175258

آخرين وداع با خانواده

راوی نجمه جاویدی: به خاطر دارم زمانیکه پدرم محمد علی جاویدی قصد داشت تا برای آخرین بار به جبهه برود با عجله به خانه آمد و لوازمش را برداشت و با یک خداحافظی کوتاه از خانه بیرون رفت هنوز چند ساعتی نگذشته بود که دوباره به خانه آمد و گفت : که اعزام چند ساعت عقب افتاده است . من و دیگران خیلی خوشحال شدیم و از او استقبال کردیم . حدود 2 ساعت در خانه بود و چون در آن موقع برادرم در کودکستان بود پدرم مرا صدا زد و گفت بیا با هم به پیش برادرت برویم تا از او خداحافظی کنم . من به همراه پدرم به مهد کودک برادرم رفتیم و با اجازه از مربی تربیتی برادرم او را به پیش پدرم آوردم و بعد از اینکه هر دو ما را در آغوش گرفت و بوسید ما را به منزل رساند و خداحافظی کرد و رفت و دیگر بر نگشت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه