شناسه: 175356

عشق شهادت

راوی محمد چناری: یک روز به اتفاق شهید جامی نوروزی و اسکندری به اهواز رفتیم در شهر اهواز شهید به جمعی که باهم بودیم گفت بیائید یک عکس یادگاری بگیریم زیرا من احساس می کنم این دفعه شهید می شوم من در جوابش گفتم راست می گویی چون چند روزی است که می بینم چهره ات خیلی نورانی شده است ولی از تربت که باهم اعزام شدیدم قرار ما این بود که هر جا می رویم باهم باشیم شهید در جواب گفت شوخی کردم بادنجان بم آفت ندارد. ولی من در جوابش گفتم نه رضاخان شما ملائکه هستی چون همه نیروهای گردان از شما تعریف می کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه