شناسه: 175416

حرمت والدین

محمد از ناحیه دست ترکش خورده و مجروح شده بود ترکشها آنقدر در بدنش مانده بودکه در زمان شهادت عفونت کرده بود یک روزقتی لباسش را در اتاق عوض کرد دیدم دستش را بسته است پرسیدم چه شده ؟ گفت: هیچی به درخت خورده است همزمان ما بنایی داشتیم حاج آقا از او خواسته بود که خاک و گل بیاورد او هم به خاطر مجروحیت دستش نتوانسته بود از طرفی نمی خواسته که حاج آقا (پدرش) موضوع را بفهمد از قضا دوستش به دیدن او می آید و موضوع را متوجه می شود و به حاج آقا می گوید : بسیج پایگاه مسجد محمد را کار دارد اگر کاری دارید به من بگویید تا محمد به مسجد برود بعدها که عکس او را دیدیم متوجه شدیم که دستش مجروح بوده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه