شناسه: 175419

دوران تحصیل

یادم می آید که او آنقدر به درس خواندن حساس بود وجدیت داشت که همواره موفق باشد یکروز توی خواب راه می رفت ومی خواست حاضر شود که به مدرسه برود من هم به دنبال او رفتم کم کم که ازخواب بیدار شد وآرام گرفت گفتم که عجله نکن هنوز تا زنگ مدرسه بخورد خیلی وقت داری .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه