هیبت و صلابت
محمد خواهر کوچکتری داشت که اول انقلاب به دنیا آمده بود وقتی که به مشهد آمدیم او کوچک بود یک روز وقتی دید محمد می آید چون بدون روسری کنار درب حیاط ایستاده بود از محمد ترسید و دوید توی خانه آمد او می ترسید که محمد بخاطر بی حجاب بودن اودعوایش کند .
ثبت دیدگاه