خاطرات بعد از مجروحيت
راوی علیرضا جابری: دفعه دوم که شهید جابری که شهید جابری مجروح شدند از ناحیه دست و کمر دچار آسیب دیدگی شده بود. و ما در روستا بودیم. ایشان از منطقه جنگی به تهران و سپس به بیرجند منتقل شدند. از بیرجند به روستا آمد، وقتی وارد خانه شد هیچکس متوجه نشد که ایشان مجروح شده است. ایشان به اتفاق بقیه نشستند. به طور عادی که نشسته بود کسی فکر نمی کرد که ایشان مجروح است، ولی می خواستند چیزی بردارند و مطلب دیگر اینکه لباسهاییکه پوشیده بود مال خودش نبود. وقتی پرسیدم برادر (الهیار) چی شده؟ گفت: چیزی نیست، مجروح شده ام. اصلا حاضر نبود که مجروحیت خودش را به کسی بگوید و به شکلی وانمود می کرد که سالم است. مجروحیت دستش خیلی مهم نبود ولی تیری که به کمرش خورده بود کنار نخاع بود و با یک سانت جابجایی احتمال داشت قطع نخاع بشود. ولی با تمام مشکلاتی که داشت، وقتی به پدر و مادر می رسید اصلا اظهار نمی کرد که من مجروح شده ام.
ثبت دیدگاه