خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی حسین پیلتن: یادم هست پس از اینکه عملیات به اتمام رسید و ما به شهرستان مراجعت کردیم در این فکر بودم که چگونه برای عرض تسلیت به منزل شهید حمیدرضا ثروتی بروم یک شب که قرار بود فردایش تعدادی از شهدا را در بجنورد تشیع کنند شهید ثروتی را در خواب دیدم که همراه شهید عرض پور به خانه ی ما آمدند. وقتی نزدیک شدم با لبخندی که همیشه بر لب داشت مرا بغل گرفت و گفت: هیچ ناراحت نباش زیرا من جای بسیار خوبی دارم مسئولیت یک گروه از بچه های بسیج هم به من سپرده شده است . اینجا آمده ام تا به شما اطلاع دهم تا شما از نگرانی بیرون بیائید قبل از اینکه به اینجا بیایم به خانه ی خودمان رفتم و از پدر و مادرم و بچه هایم خبر گرفتم. آنها از محل من اطلاع کامل دارند. در همین عالم بودم که از خواب بیدار شدم . روز بعد که در مراسم تشیع جنازه ی شهدا از جمله شهید ثروتی شرکت کردم برادر ایشان را دیدم و بعد از احوالپرسی با ایشان در حین صحبت کردن به من گفت که ما از قبل از شهادت شان مطلع بودیم چون خودش در خواب پدرم آمده و گفته بود که شهید شده است.
ثبت دیدگاه