شناسه: 175601

خاطرات سياسي

راوی موسی الرضا ثروتی بی نیاز: به یاد دارم زمانی که طرفداران شاه به عنوان چماق به دست ها به شهر حمله کردند و مقصودشان از بین بردن حاج آقا مهمان نواز بود در آن زمان برادرم حمیدرضا در کارگاههای تولید موزاییک به کار اشتغال داشت. وقتی این موضوع را شنیده بود سریع خودش را برای یاری رساندن به نیروهای انقلابی رسانده بود . در آن موقع من و چند تن از نیروهای انقلابی در محاصره ی چماق به دست ها افتاده بودیم و برادرم به همراه عده ای دیگر سعی داشت تا محاصره را شکسته و ما را نجات دهد اما موفق به این کار نشد . به ناچار حاج آقا مهمان نواز را از روی پشت بام به منزل همسایه انتقال داده و از محل درگیری دور نمود سپس با تلاش زیاد در صورتی که مجروح شده بود توانست حلقه ی محاصره را شکسته و ما را نجات دهد . در آن درگیری هر دوی ما به شدت مجروح شده بودیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه