شناسه: 175799

نفوذ و تاثير کلام

راوی جهانگیر حسینی پور: گروهی که ما در آن عضو بودیم مأموریت یافت که به منطقه ای که ارتشی ها در آن مستقر بودند برویم و از آنجا مأموریت را انجام دهیم. با توجه به روحیات بسیجی که ما در جمع خودمان داشتیم و بیشتر بعد معنوی را در نظر داشتیم چند روز اول کمی سخت گذشت. مقررات و قوانین و سلسله مراتب و احتراماتی که در ارتشی ها حکم فرما بود، باعث شده بود جمع چهار الی پنج نفرة ما شرایط سخت و دشواری را در آنجا تجربه کند. مخصوصاً بعد از ظهرها که همگی هوای منطقه خودمان را می کردیم. چند روزی از استقرار ما در منطقه ارتشی ها گذشته بود که آقای توکلی برای سرکشی و همچنین اطلاع از پیشرفت کار و شرایط به آنجا آمدند. با دیدن آقای توکلی اولین حرفی که به ذهنم آمد این بود که حاجی این چند روز خیلی به ما سخت گذشت. گفت:" برای چه؟ گفتم: شرایط طوری است که به هر حال نیروها نا آشنایندو از نظر اخلاقی با ما فرق می کنند. روحیات و برخوردهایشان با ما فرق می کند. و همة این ها باعث شد تا این چند روزی که از شما و بقیة برادران دور بودیم به ما خیلی سخت بگذرد." آقای توکلی بعد از گوش دادن به حرف های ما گفت: " فلانی(کربلایی) ما که برای خوش گذرانی به اینجا نیامده ایم که افراد حاضر با هم ،هم عقیده و هم صحبت باشند و بگوییم و بخندیم. نخیر بلکه ما یک وظیفة سنگین تری روی دوشمان است که برای انجام آن به اینجا آمده ایم و این امر همة مسائل و مشکلات را تحت الشعاع خود قرار می دهد. چه بسا ممکن است بعد ها یکی از ما اسیر شویم و باعث شود مدت ها در میان دشمن باشیم و شرایط خیلی سخت تر و دشوارتر گردد ولی تمام این ها نباید باعث شود که در انجام وظیفه ای که داریمکوتاهی کنیم. و خدای ناکرده در روحیه کاریمان اثر بگذارد و نتوانیم به نحو احسن وظیفه مان را انجام دهیم. صحبتهای ایشان واقعاً در ما تحولی ایجاد و روحیه ما را مضاعف کرد. و چیزهایی که تا قبل از صحبتهای آقای توکلی در ذهن ما بود، دیگر برایمان قابل اهمیت نبود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه