شناسه: 176000

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی لیلا کاظمی: یک شب قبل از شهادت رضاقلی در خواب دیدم که همسرم رضا آمد در حالی که کیفی دستش بود داخل خانه شد من از جایی که نشسته بودم برخواستم به من گفت: بنشین من می خواهم بروم و از تو می خواهم که بعد از رفتن من ناراحت نشوی گفتم: می خواهی کجا بروی گفت: جائی که می روم شما نباید بیائید فقط وقتی رفتم خیلی ناراحت نشوید از من خداحافظی کرد و من هم تا داخل حیاط به دنبالش رفتم برگشت و گفت: دیگر دنبالم نیائید برگردد و ناراحت نباش این دفعه شاید دیگر بر نگشتم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه