تلاش و پشتکار
راوی حسین عبد الله نژاد: شهید پیله وران نیز از برادران بسیار مظلوم و معاون دوّم اطّلاعات لشگر امام رضا (ع) بودند ایشان فرد بسیار مخلص و عجیبی بودند وقتی برادران شهید می شدند، بواسطة خطّ خوبی که داشتند عنوانهای روی پرچم را می نوشتند، بچّه ها به شوخی به او می گفتند : اگر خودت شهید شدی کی برایت می نویسد و او می خندید. خیلی مظلوم بود. ایشان هم روزی که قرار بود من به جلو بروم ، خودش چون مسؤول ما بود گفت : من می خواهم بروم. من هم که دیدم از من بالاتر است و روی حرفش نباید حرف زد پذیرفتم و رفت. وقتی جلو رفتند یک قسمتی بود که خاکریزش باز بود و دشمن از آنجا دیده بود که تردّد ما از آنجا صورت می گیرد. تویوتا و نفر از آنجا رد می شدند. لذا یک تانک گذاشته بود و آن قسمت را مستقیم می زد. ایشان به محض اینکه متوجّه این جریان می شوند به یکی از برادران (ابوالفضلی) می گویند شما برو من اینجا می مانم تا به تویوتا و ... که می آیند بگویم و به سرعت عبور کنند تا تانک دشمن آنها را نزند. بعد مثل اینکه یک وسیله می آید رد شود تانک دشمن یک گلوله می زند و ایشان در همانجا فکّش و شکمش آسیب دیده و به شهادت می رسد.
ثبت دیدگاه