خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی صفیه تجعفری: بعد از اینکه خبر آوردند که فرزندم محمد مفقود الاثر شده است خیلی ناراحت بودم چون نمی دانستم کجا هست، چطوری هست یک شب وضو گرفتم جلوی عکسش نشستم و گفتم مادر جان هر جا هستی اقلا بیا به من بگو کجا هستی خوابم برد در عالم خواب دیدم آمده و من را صدا می زند نگاهش کردم دیدم همان لباسهای بسیجی هم تنش است و می گوید مامان جان گفتم جان پرسید چه کار داشتی گفتی بیا آمدم گفتم ای مامان جان خوب من نمی دانم کجای اهواز هستی، اسیری، یا شهیدی گفت: نه من اهواز نیستم اسیر هم نیستم سه بار همین دستش را بلند کرد و گفت: من با اینهایم با اینهایم بالا را نگاه کردم فرشتگان را دیدم.
ثبت دیدگاه