شناسه: 176646

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی صفیه تجعفری: شبی برای یاد بود فرزندم بعد از روضه، مهمانی، داشتم همه بعد از صرف شام رفته بودند هم جوش می زدم این ظرفهای کرایه چی توی برفها بماند چکار کنم و هم خسته بودم بالاخره خوابیدم در عالم خواب دیدم این حوض بر از آب هست فرزند شهیدم محمد دستهایش را بالا زد نشست و دارد ظرفها را می شوید با تعجب گفتم: ای چرا شما گفت خوب کسی کمکتان نکرده خودم آمدم کمکتان کنم مراسم خود من است خودم همه را می شویم و صبح فلانی می آید و آنها را می برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه