عشق شهادت
یک بار من با آقای پیرامی در اتاق نشسته بودیم. من یک بیت شعر را که تازه یاد گرفته بودم برای ایشان خواندم و آن شعر این بیت بود: ریشة نخل کهن از نوجوان آسانتر است بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را بعد از او خواستم که آن را معنی کند. ایشان بلافاصله برای من این آیة قرآن را مصداق آورد:( وُ مُن نُعُمِّرهْ نُنَکِّّّسهْ فِی الْخَلْق) و گفت:" درخت هر چه که پیر می شود در ریشه هایش زیادتر و عمیق تر و ممکن است که به مرور زمان شاخه هایش کم و زیاد شود ولی در نهایت قضیه خشک و از بین می رود، آدمی هم مثل درخت است و بالأخره ریشة عمرش خشک می شود و بعد آیة اِنُ الله اشْتَری مِنُ الْمْومِنینُ أَنْفُسُهْم وُأَموالَهْم بِأَنُ لَهْم الْجُنَه ‹ توبه 111› را قرائت کرد و ادامه داد حالا که پایان خط نابودی مادی است و از طرفی اگر زودتر از موعد شهادت هم نصیب انسان شود. خداوند بهشت را در قبال آن به انسان می دهد، خوب پس چه بهتر که انسان زودتر برود و این راه را با شهادت طی کند و رودتر به مقصود برسد تا لااقل در آن دنیا چیزی داشته باشد که دست او را بگیرد.
راوی:هادی نجاری
ثبت دیدگاه