شناسه: 176807

تعاون و همکاري

راوی ماشاالله سرهنگ اخوندی: یک روز جهت احوالپرسی خدمت آقای پیرامی رسیدم که متوجه شدم یکی از برادران همراه با پدر پیرش برای ثبت نام در آنجاست، آقای پیرامی به آن برادر گفت که" یک فتوکپی شناسنامه از پدر شما باید در پرونده باشد" و همان لحظه بلند شد شناسنامه را از برادر داوطلب جبهه گرفت و به عکاسی برد و یک برگ فتوکپی گرفت و برگشت و در داخل پرونده آن برادر رزمنده گذاشت. و با دلسوزی که داشت نگذاشت آن مرد مسن برایش زحمتی ایجاد شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه