شناسه: 176831

اثر شهادت بر ديگران

راوی سکینه پروین: فرزندم همیشه وقتی از جبهه و یا مأموریتهای درون شهری بر می گشت ، هنگام سحر به خانه می آمد . پس از اینکه مفقود - مدت یک سال و نیم - شد ، هرگاه نیمه های شب صدایی به گوش می رسید ، منتظر ورود او به منزل می ماندم . ولی این انتظار به پایان نمی رسید . یک شب ، بعد از نیمه شب درب منزل به صدا در آمد ، سر آسیمه از جای برخاستم و با خود گفتم : حتماً فرزندم حسین است . لیکن درب را گشودم ، یکی از همسایه ها پشت درب بود و از من نان و تخم و مرغ و سبزی می خواست . دیگر از آن شب به بعد دندان انتظار فرزندم را کشیدم و ناامید شدم ، تا اینکه خبر شهادت او را به من دادند . من نماز گذاردم و شکر خداوند را بر این عزت که نصیب ما و شهید شده بود بجا آوردم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه