شناسه: 177150

خاطرات سیاسی

به روایت از عصمت خانی : خاطره مربوط می شود به زمانی که مردم شهید پرور ایران می خواستند با راهپیمایی و تظاهرات رژیم پهلوی را ساقط کنند روزی ابوالفضل به همراه پدرش از جاغرق برای راهپیمایی به مشهد رفتند بعد از ظهر بود که پدرش برگشت و گفت: در هنگام تیراندازی ماموران ابوالفضل را گم کردم هر چه دنبالش گشتم او را پیدا نکردم با خودم گفتم: شاید به روستا آمده ما همه فکر کردیم که او شهید شده است با خود گفتم منتظر می شویم تا صبح شود نیمه های شب بود که در حیاط باز شد و فرزندم وارد گردید سخت خوشحال شدیم و او را بغل کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه