شناسه: 177156

آخرین وداع با دوستان

به روایت از سید مرتضی محمد زاده موسوی : آخرین بار که ایشان را دیدم یادم است بنا بود که اعزام بشود به جبهه توی راه آهن رفته بودیم بدرقه ی ایشان. یک نیم ساعت، یک ساعتی با هم آن جا نشستیم و با هم مقداری صحبت کردیم. یادم است آن لحظه با ایشان خداحافظی می کردم در آن جا گویا احساس دیگری به من دست داد با ایشان خداحافظی می کردم و خانمش بود. اقوام دیگر بودند گریه می کردند ایشان می گفت: گریه نکنید بالاخره ان شاءالله با پیروزی بر می گردیم و دلداری می داد. می گفت گریه نکنید خودش را کنترل می کرد سوار قطار شده بود و دست تکان می داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه