شناسه: 177185

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

به روایت از حسین پور حسن : ده روز بعد از شهادت فرزندم محمدرضا ایشان را در خواب دیدم . در خواب دیدم بیرون از روستا مردم دور هم جمع هستند و صحبت می کنند، جلوتر رفتم ببینم چه خبر است دیدم فرزندم محمدرضا هم در میان این جمعیت ایستاده است و لباس بسیجی هم به تن دارد. به محض این که او را دیدم طاقت نیاوردم و او را در آغوش کشیدم و او را بوسیدم و گفتم کجا بودی پسرم دلم برایت تنگ شده است؟ دیدی همان طور که قبلا گفته بودم شهید شدی؟ گفت: عیبی ندارد پدر جان خیلی خوشحال هستم از این که به شهادت رسیدم. حتما لیاقتش را داشته ام و قسمت این بوده که به شهادت برسم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه