شناسه: 177266

آموزش

به نقل از شوهرخواهر شهید: کسی نمی‌دانست ما با هم فامیل هستیم. چند نفر از بچه‌ها که خبر داشتند، با خنده گفتند: «حالا که فرمانده برادر زنت است، نانت توی روغن است.» گفتم: «به سرِ شما چه گلی زده که به سر من بزند؟»همان هم شد. حتی نگذاشت کمی استراحت کنم؛ همان لحظه مرا فرستاد برای آموزش.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه