تقید به انجام کامل به ماموریت
در منطقه هورالهویزه در شط علی و پاسگاه برزگر یک خط پدافندی نیزاری در داخل آب داشتیم. قرار شد طبق گقته حاج باقر آقای پلیان حدود 10 روز در هور بماند و کارهای مربوط به آنجا را برای من توجیه کند. شب اول ساعت 12 نیمه شب تا صبح با بلم در آبراهها نیزارها و سنگرهای کمین گشت بودیم که به خیر گذشت. روز بعد ایشان را برای کادر لشکری درخواست کردند و من گفتم بهتر است شما دو شب دیگر اینجا بمانید و بعد به لشکر بروید. ولی ایشان گفت: من ده روزی که قول دادم را اینجا می مانم و با اصرار من را راضی کرد. و هر شب هم برای شناسایی منطقه ای می رفتیم. شب سوم در آبراه کمین دشمن با دوشیکا و ذکر یا علی حدود 17 و 18 نفر عراقی را زخمی و فراری داد. روز چهارم منطقه استقراری ما توسط هواپیماهای پی سی 7 به وسیله بمبهای خوشه ای و میخی مورد هجوم قرار گرفت. من با دیدن آن هواپیماها و صداهای عجیب آن به آقای پلیان گفتم: اینها دیگر چه نوع هواپیماهایی هستند؟ایشان گفت: اینها چیزی نیستند. گنجشکی هستند که دوری می زنند و بر می گردند. همانجا آقای پلیان به سمت توپ 23 که از ادوات تیپ امام حسن (ع) اهواز بود رفت تا جواب بمباران آنها را بدهد و هواپیماها را هدف قرار دهد زیرا متوجه شد که مسئول آن دچار نوعی ترس و اضطراب است و قادر به هدف گیری نمی باشد. بنابراین رو به مسئول توپ کرد و گفت: من الان بالا می آیم تا هواپیماها را بزنم. ولی او گفت: نه شما نمی توانی این کار را بکنی توپ از آن تیپ است و شما جزو لشکر نصر هستید. ایشان بلافاصله گفت: خوب شما سریعتر این کار را بکن تا بچه ها از بین نرفتند و سریع بالای توپ 23 رفت و شروع به تیر اندازی کرد و یکی از هواپیماهای دشمن را هدف قرار داد و سه هواپیمای دیگر که وضع را چنین دیدند فرار کردند. و بالاخره روز پنجم ایشان به لشکر رفت.
ثبت دیدگاه