تلاش و پشتکار
به روایت از سعید رئوف : در والفجر هشت خاکریزی توسط واحد مهندسی زده شد و بچه ها در پشت آن مستقر شدند که بلافاصله دشمن اقدام به پاتک کرد. بعد از ظهر همان روز من به خط رفتم. دیدم آقای پلیان در حالی که آرپی جی می زند چشمانش قرمز است و صدایش نیز در نمی آید و چیزی را هم به آن صورت نمی شنود. برای همین با صدای بلند گفتم: آقای پلیان دیشب بیدار خوابی کشیدی یا بر اثر آرپی جی زدن های مکرر است که اینطوری شدی؟ گفت: فکر می کنم بر اثر آرپی جی باشد. چون از صبح حدود صد تا صدو بیست تا آرپی جی زدم.
ثبت دیدگاه