شناسه: 177356

عشق به جهاد

به روایت از عصمت صنعتی خیابانی : یکبار قصد رفتن به جبهه را داشت ما نمی گذاشتیم که برود. من گفتم: محمد جان شما فعلاً درست را بخوان هنوز بچه ای. هستند کسان دیگری که به جبهه بروند. ما که یک دانه پسر بیشتر نداریم. هر موقع که انشاءالله موقع سربازی ات شد به جبهه برو. محمد در جواب من گفت: مگر این کوپن است که سهمیه باشد. بعد خودش شناسنامه اش را مخفیانه بزرگ کرد تا به اجازه ما نیاز نباشد و به جبهه رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه