شناسه: 177378

شجاعت و شهامت

به روایت از حسن پل پور : در عملیات والفجر 3 در حالی که هجوم آتش دشمن لحظه ای قطع نمی شد آقای پلیان بدون اسلحه و مهمات به سنگر عراقی ها رفت تا آنها را خلع سلاح و اسیر کند. حدود 200 متر مانده به سنگر آنها دشمن متوجه وجود ایشان شد و دست به اسلحه برد. در این زمان آقای پلیان حائل بین ما و نیروهای سنگر عراقی بود و ما قادر به تیراندازی و نجاتش نبودیم. ایشان که وضعیت را این چنین دید خیلی خونسرد با افراد داخل سنگر با زبان عربی شروع به صحبت کرد و گفت: به هرحال شما باید تسلیم بشوید. پس بهتر است که اسلحه هایتان را زمین بگذارید و از سنگر خارج شوید. یکی از سربازان عراقی که بعثی بود به بقیه که حدود پنج شش نفر بودند اجازه نداد که تسلیم شوند. اسلحه اش را طرف آقا محمد گرفت. ایشان دستهایش را به طرفین باز کرد و گفت: من اسلحه ندارم ولی به هر حال شما نمی توانید کاری انجام دهید و باید خودتان را تسلیم کنید. در همین حین آرام آرام خود را از سنگر آنها دور کرد و با یک حرکت مناسب خودش را به تپه ای رساند که در پشت آن پناه بگیرد. سرباز بعثی شروع به تیر اندازی کرد که در اثر آن تیری به دست ایشان اصابت کرد. ولی آقای پلیان بعد از آن نیز خیلی عادی به صحبت کردن خود با آنها ادامه داد و در همین لحظات یکی از افراد آرپی جی را به او رساند که او سنگر را مورد هدف قرار داد و آن را منهدم کرد که تعدادی از سربازان عراقی کشته و آنهایی که زنده ماندند اسیر کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه