خبر شهلدت
به روایت از تقی زادنوعی : قبل از عملیات کربلای پنجم شبی در پادگان شهید برونسی اهواز جلسه ای برای طرح مانور اجرا شد که در آن مسولین لشکر هم تشریف داشتند. در آخر جلسه بحث به جایی رسید که برای انجام مانور نیاز به عکس هوایی است. بدین منظور آقای پلیان را برای آوردن عکس هوایی از منطقه شلمچه به اهواز فرستادند. ایشان ساعت 12 شب به سمت اهواز حرکت کرد. یکی دو ساعت از شب گذشت و خبری از او نشد. همه دلواپس شدیم من به آقای موسوی گفتم: به نظر شما محمد دیر نکرد. بروم خبر بگیرم ببینم چه شده؟ ایشان گفت چرا!به هر حال با بچه های اطلاعات تماس گرفتم و جریان را به آنها اطلاع دادم. اما آنها گفتند: که کسی برای گرفتن عکس هوایی نزد ما نیامده است. لذا بلافاصله به آنها گفتنم بررسی به عمل بیاورید و ببینید چه اتفاقی افتاده که ایشان هنوز به اهواز نرسیده است.نزدیک اذان صبح آقای موسوی به ما گفت: بچه های اطلاعات خبر داداند که جنازه آقای پلیان را در معراج شهدا پیدا کردند. در حالی که گلوله به بدن ایشان اصابت کرده است.یکباره به یاد لحظه ای که محمد آقا رفت افتادم که من به ایشان گفتم: محمد جان سریعتر برو عکس هوایی را بگیر و برگرد زیرا جلسه الان منتظر این عکس است. ایشان بلافاصله گفت: خدا منتظر من است.من آن موقع منظور او را متوجه نشدم و با او روبوسی کردم و تکرار کردم محمد جان سریعتر برگرد او رفت و این آخرین دیدار ما بود روز بعد به اهواز رفتیم و جنازه او را دیدیم.
ثبت دیدگاه