خاطرات سیاسی
به روایت از عصمت صنعتی خیابانی : سال اول مدرسه راهنمایی پسرم را در مدرسه راهنمایی حکمت ثبت نام کردیم .یک روز معلماش اولیاء دانش آموزان را خواست که به مدرسه برویم . در آن زمان به بچه های دبستانی و راهنمایی هر روز کیک و شیر و یا سیب و پسته می دادند پس از اینکه مدرسه تعطیل شد و بچه ها بیرون آمدند مدیر مدرسه به ما گفت : بچه هایتان را نگاه کنید و ببینید این شیرهایی که دولت زحمت کشیده و بابت آن پول داده چطور زیر پاهایشان توی خیابان می ریزند ، و کیکها را نرم می کنند و داخل خیابان می ریزند . در این هنگام محمد علی را دیدم که پاکت شیر را زیر پایش کرده و در حال ترکاندن آن است .
ثبت دیدگاه