تقید به مسائل شرعی
به روایت از شمین پلیان : در زمانیکه خواهر بزرگم درعقد بود یکروز در خانه نشسته بودیم و در حال صحبت و خندیدن بودیم چون شوهر خواهرم داخل صحن وخانواده بود به همین دلیل من چادر پوشیده بودم اما متوجه خندیدن خودم نبودم . بعد برادرم مرا صدا زد و گفت اگر یک دفعه دیگر ببینم که شما جلوی یک نامحرم نشسته ای و می خندی چنان تو گوشت می زنم که از جایت بلند نشوی .
ثبت دیدگاه