شناسه: 177406

شجاعت و شهامت

به روایت از عباس تیموری : چند روزی از شروع عملیات غرور آفرین والفجر 8 که منجربه آزاد سازی شهر فاو شد می گذشت . دشمن هر روز به تمرکز قوا و پاتکها می پرداخت . در ابتدای عملیات سخترین موقعیت سه راه شهادت در تقاطع جاده البهار و جاده فاو و بصره بود که حمله همه نیروهای دشمن جهت نفوذ به فاو و ام القصر از این منطقه صورت می گرفت تعداد تانک دشمن با نفرات پیاده ما برابری می کرد دشت جای خالی نداشت زمین و زمان از آتش و دود سخن می گفت و بچه های جبهه می دانند آتش تهیه یعنی چه ، خصوصاً اینکه هم مستقیم زنهای دشمن فعال بودند و هم توپخانه های متعدد . همه در تکاپوی مقدمات پاسخگویی به پاتک بودند که خمپاره های 60 امان بسیجی ها را بریدند و برخی هم که تازه وارد شده بودند در سنگر ها آن هم در ته سنگر ها سوراخ موش اجاره می کردند حالا این وضعیت را تصور کنید که واقعاً تصور آن برای غیر جبهه ای ها محال است .شهید محمد علی پلیلن در این وضعیت آتش و خون جلوی سنگر ، با کیسه سنگری زیر اندازی درست کرده بود و با کیسه ای خاکی را به عنوان بالش قررار داده و راحت خوابیده بود - واقعاً با قلبی آرام و وصف ناشدنی - او را صدا زدم و گفتم : حاجی بلند شو گفت : هنوز که نرسیده اند . بگذاراستراحت بکنیم . گفت : هر کدام از این تیر و ترکش ها مأمورند هر کجا می خواهند بروند . - این باور باعث شده بود او در میان رزمنده گان به رزمنده ای شجاع مشهور شود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه