خاطرات جنگی
حاج رمضان جمالی : در منطقه ایلام مستقر بودیم. روز جمعه بود که محمد ولی پاکدل را ملاقات کردم. بعد از احوالپرسی گفتم: آقای پاکدل بیا چند نفری شب به کربلا برویم گفت: نه نمی شود که بدون اجازه اینجا را ترک کنیم و برویم. صورتم را بوسید و مرا در آغوش گرفت.
ثبت دیدگاه