شناسه: 177668

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از غلامحسین کمالی : خواب دیدم در مراسمی حضور دارم و محمد ولی جلوی درب ایستاده و مردم را راهنمایی می کرد.چهره نورانی و لباس زیبایی به تن داشت. من مات ومبهوت به او می نگریستم که به من اشاره کردو گفت: بیا پیش من نزد او رفتم وبا هم چند کلامی صحبت کردیم و به اصطلاح از دخترش برای پسرم خواستگاری کردم. بعد محمد ولی گفت: ام البنین دخترش چه کار می کند گفتم: در خانه است گفت: کدام خانه گفتم: خانه شما گفت: برو او را بیاور می خواهم ببینمش. من هم رفتم تا دخترش را که الان عروس من است بیاورم که از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه