تقید در حضور در مزار شهدا
به روایت از قربان علی پاکدین : یادم هست در سن کودکی تقریبا در سن ده یا دوازده سالگی بودم که یک روز برای جمع کردن انگور های باغمان رفتیم. که چند ساعت بعد برادرم محمد حسین پاک دین به باغ آمد و گفت: چرا کار را تعطیل نمی کنید من گفتم مگر چه شده گفت:کار را تعطیل کنید و همه برویم خانه یک تعزیه بگیریم گفتم چه شده داداش چرا ناراحتی گفت: یکی از شهیدان محراب به شهادت رسیده است و شما اینجا آمده اید و می خندید و به فکر خودتان هستید به فکر دنیا و مادیات هستید سریع بیایید و برویم در مراسم تشیع جنازه و عزاداری آن شهید شرکت کنیم بعد ما کار را تعطیل کردیم و به خانه آمدیم.
ثبت دیدگاه