شناسه: 177708

اخلاص عمل

به روایت از غلامرضا وجدانی : به خاطر دارم یکی از فامیل هایمان از روی طعنه زدن حرفی گفته بود که محمدحسین برای پول به جبهه می رود چون پولی ندارد و کار و کسب حسابی هم ندارد برای همین به جبهه می رود . وقتی شوهرم محمدحسین متوجه شدخیلی ناراحت شد و گفت: زهرا جان تو خودت را ناراحت نکنی و حرف هایی که آنها پشت سر من زده اند را ول کن و فقط به فکر خودت باش و فرزندت و به فکر هیچ چی دیگر نباش. من گفتم تو که می روی، مثلا آمد و تو شهید شدی من چه کار کنم؟ ایشان گفتند: تو که خدا را داری و دیگر تنها نیستی. و به خدا توکل کن.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه