عشق به جهاد
به روایت از محمود عالمی : زمانی که تصمیم گرفته بودم تا به جبهه اعزام شوم رمضانعلی به منزل ما آمد تا با من خداحافظی کند و از اینکه خانواده اش به او اجازه نداده بودند تا با هم به منطقه برویم خیلی ناراحت بود و اشک در چشمانش جمع شده بود و به مادرم گفت :مادرم به من اجازه نمی دهد ولی من سعی خودم را می کنم و راه محمود را دنبال خواهم کرد و بالاخره به نتیجه می رسم.
ثبت دیدگاه