شناسه: 178238

زندگي مشترک

راوی خدیجه بهمن آبادی : زمانی که همسرم محمدرضا در جبهه بود و من فارغ شدم پسری به دنیا آوردم برای این که اسمش را انتخاب کنم به محمدرضا زنگ زدم تا از او نام پسرم را بپرسم. وقتی به ایشان گفتم پسری به دنیا اورده ام اسمش را بگذارم گفت: نام او را محمود بگذارید و او را بیاور نزدیک تلفن تا صدای گریه اش را بشنوم و در گوش اذان بگویم بچه ها را بردم کنار تلفن و ایشان هم در گوشش اذان گفت که هیچ زمان این صحنه یادم نمی رود که در آخر هم نتوانست بچه اش را ببیند و به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه