خاطرات شناسه: 178553 ۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۰۸:۰۱ 0 دیدگاه عشق شهادت راوی ن.م نصیری : روز عید غدیر با ماشین آمبولانس در حال برگشت از ماموریت بودیم.محمد بهادری در عقب آمبولانس دست مرا گرفت و در حال گریه و شوقی خاص صیغه اخوت و برادری را خواند و بعد هم گفت:برادر نصیری،شفاعت مرا بکن و دست مرا هم بگیر!
ثبت دیدگاه