عشق به جهاد
راوی محسن بهاری : زمانی که ایشان مجروح شدند چون فرزند ارشد خانواده بود پدر و مادرم علاقه خاصی به او داشتند پدر به محمد گفت شما بیا داخل مغازه قنادی من مشغول کار شو. آن وقت هر ماه ده هزار تومان به تو می دهم و ماهی ده هزار تومان به جبهه کمک می کنم. گفت: خوب چگونه دینم را به جبهه ادا کنم. پدرم گفت: خوب من دارم این پول را به خاطر نبودن شما به جبهه کمک می کنم. محمد گفت پس جواب برادرهای شهیدم را چه کسی می دهد.
ثبت دیدگاه