خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از ریحان ملکی : یکی از برادرانم با سید رضا همکلاس بود اما در زمان تشییع جنازه نتوانست بیاید یک شب خواب دیدم که پیش من آمد و گفت بیدار شو بلند شدم گفت چرا همه آمدند ولی دایی حسن نیامد بعد از گفتن این جمله بلند شد راه افتاد من هم دنبالش رفتم ولی او را ندیدم.
ثبت دیدگاه